نمایشنامهی «نقشبازان» اقتباسی است از شاهنامهی فردوسی و داستان سهراب،
شامل چهار روز/صحنه و یا چهار مواجهه: رستم و تهمینه، تهمینه و سهراب، سهراب و گردآفرید و سهراب و رستم.
این اثر سه پرسوناژ دارد: نقال، بازیگر مرد، بازیگر زن.
مکان پیشنهادی متن سفرهخانهایست که نقالی در آن انجام میگیرد. این قرارداد را میتوان با چند پردهی نقالی یا کاشیهایی منقش به طرحهای مینیاتوری از شاهنامه ایجاد کرد. لزومی به واقعگرایی نیست.
در صحنه/روز نخست، نقال در آخرین اجراهای خود پیش از کنار گذاشتن کسوت نقالی، قصد دارد داستان رستم و سهراب را مطابق با نظم و ساختار شاهنامه روایت کند اما شخصیتهای داستان که از تکرار این داستان غمانگیز خسته شدهاند روایت را بنا بر خواست خود پیش میبرند. بازیگر زن در نقش تهمینه در خواب بازیگر مرد(سهراب) آشنایی خود با رستم را برای او تداعی میکند و نسبت به سرنوشت شوم مورد انتظارش هشدار میدهد. این تخطی از روند داستان نقال را وامیدارد که ادامهی داستان و نقل را متوقف کند.
در صحنه/روز دوم بازیگر مرد در نقش سهراب نوجوان در پی یافتن هویت خود و شناخت پدرش، در روایتی موازی و غیر واقعی با رستم مواجه میشود. رستم او را با سیاوش اشتباه میگیرد و این ادغام داستانهای نقال با هم، او را به دخالت در روند روایت وامیدارد. با دخالت نقال این روایت موازی سرکوب شده و به روایت اصلی برمیگردند و سهراب برای یافتن پاسخ خود تهمینه را بازجویی کرده و به هویت پدرش پیمیبرد.
در صحنه/روز سوم بازیگر مرد در نقش سهراب در پی یافتن رستم و لشکرکشی به ایران با گردآفرید آشنا شده و به او دل میبندد و بر این واقعیت که شخصیتی است در داستان نقال آگاه میگردد. گردآفرید به او هشدار میدهد که برای جلوگیری از سرانجام شوم این داستان از ادامه دادن این لشکرکشی بپرهیزد. اما نقال در روند آگاهی آنها مداخله کرده و مانع آنان میشود. پس سهراب به لشکرکشی خود در ایران ادامه میدهد.
در صحنه/روز پایانی، روایت نقال تا نبرد رستم و سهراب پیش میرود. سهراب موفق به پیدا کردن پدر و شناختن رستم نمیشود و در نبرد با او کشته میشود. نقال با مرگ سهراب آخرین اجرای خود را به پایان میرساند.
پینویس: بازیگر مرد جز در روز نخست که به نوعی هم تداعیگر رستم است و هم سهراب، نباید در نقشبازی شخصیت دیگری مورد استفاده قرار گیرد. بازیگر زن باید نقشبازی سایر شخصیتها را به عهده بگیرد، این تلفیق میتواند فشردهی ناکامیهای سهراب در ارتباط با جهان پیرامونش باشد.
شهریور سال ۱۴۰۵
