مسیر های محصور
اجرا درون یک واگن قطار مترو است. تماشاگران بسته بر شانسی که دارند یا بر روی صندلی مینشینند یا میایستند .
یک میله به صورت افقی با ارتفاع یک متر واگن زنانه را از مردانه جدا میکند اما اجباری برای رعایت این امر نیست .
بازیگران در نقش های دستفروش / مسافر / حراست مترو در اجرا حضور دارند .
عده ای از بازیگران همراه با تماشاگران وارد میشوند و حتی در صف ورود تماشاگران هم حضور دارند حتی در اتاق سیگار و فضای بیرونی تر از فضای اجرا ؛ پس نیاز است که تا حد امکان کسی متوجه نشود .
حضور آن ها برای ایجاد یک سری وقایع است .
دعوا / جلب توجه / اعتراض / التماس برای خرید چیزی / رپ کردن / ساز زدن / معاشقه / و چیز هایی دیگر که خواهم گفت.
این نکته مهم است که نهایت چند جمله و چند حرکت در این وقایع ثابت هستند جنس / شکل/ و نوع آن ها پتانسیل تغییر پذیری برای هر شب اجرا را دارد .
القای حس حرکت قطار یا با نور یا با صدای حرکت قطار بر روی ریل یا ترکیب آن دو انجام میشود .
حرکت قطار از ایستگاه هفت تیر آغاز میشود و در کهریزک به پایان میرسد و صدای یک زن نام ایستگاه بعدی و ایستگاه فعلی و ایستگاه قبلی ای که پشت سر گذاشته شد را تکرار میکند .
تمامی آن وقایع که در بالا گفته شد توجه و نگاهی را به خود میگیرند و بین دو تا ده دقیقه زمان میبرند که در متن اصلی گفته خواهد شد .
در بین ایستگاه پانزده خرداد و خیام خرابی ای یازده دقیقه ای رخ میدهد که در متن اصلی گفته خواهد شد .
تعداد بازیگران از شش یا هشت نفر تا دوازده یا چهارده نفر میتواند باشد و حتی میشود یک بازیگر نقش حراست یا دستفروش را بازی کند ، اما مسافر نمیتواند نقش حراست یا دست فروش بازی کند و همینطور دستفروش و حراست نمیتوانند در صف تماشاگران باشند و خود را تماشاگر جا بزنند .
اما دستفروش و حراست میتوانند به همان صف و همان فضای بیرونی بروند و با تماشاگر بسته به نقش خود تعامل داشته باشند .
شمایل واگن باید جوری باشد که تماشاگر نزدیک ترین حس بودن در یک واگن قطار در مترو را تجربه کند .
نوشته های تبلیغاتی وجود دارد .
هدف از طراحی واگن و حضور تماشاگر در آن ایجاد تجربه ای نزدیک به حضور واقعی در مترو است ؛ و حضور بازیگر تماشاگر نما برای ایجاد این موقعیت است که تماشاگر با خود مواجه شود که (( تماشاگر بمانم یا کنشی انجام دهم ؟ ))
