اقتباسی از رمان چراغها را من خاموش می کنم خانم پیرزاد
شخصیتها
کالریس
بال
آلیس
مادر
آرتوش
المیرا
کالریس که از کارکردن در خانه و انجام امور روزمره خسته شده تصمیم میگیرد برای مدتی بیرون از خانه مشغول
بهکار شود و به همین دلیل به پانسیون شبانهروزی خانم بال که آگهی استخدام آن را دیده مراجعه میکند و پساز انجام
مصاحبه کوتاه، بال اجازه میدهدکالریس در آنجا مشغول بهکار شود. شرط خانم بال برای استخدام او این است که باید
بهصورت شبانهروزی در آنجا بماند چون پانسیون شبانهروزی میباشد و کالریس علیرغم میل باطنی مجبور به پذیرش
شرط خانم بال شده و به عنوان حسابدار مشغول به کار میشود.
در هر صحنه از نمایش نامه یکی از افراد خانوادهی کالریس به دیدن او میآیند و درباره مسائلی که گذشته باهم صحبت
میکنند .
در صحنه دوم خواهر او آلیس و مادرش با هم مکالمه دارند .آلیس از تنفرش به کالریس می گوید
در صحنه دیگر ،مادر به بهانه دیدار کالریس به پانسیون میآید اما خوب معلوم است که او به دنبال پیدا کردن کسی است
که کارهای روزمره و مهمانی را انجام دهد .
در صحنه دیگر همسایه آنها، المیرا از اسبابکشی یههویی و راضی کردن امیل برای رفتن از آنجا صحبت میکند و
معتقد است که هیچ مردی ارزش هزینه دادن ندارد و بهترین کار را حق کالریس انجام داده، المیرا به کالریس میگوید که هر چه زودتر به خانهاش برگردد . کالریس اصرار دارد که او به این کار نیاز دار د و میخواهد مستقل باشد و المیرا تهدید میکند اگر او انجا را ترک نکند از بال که دوست صمیمی اش است میخواهد او را اخراج کند.
در صحنهی بعد آرتوش از کالریس میخواد به خانه برگردد و زمانی که کالریس تا حدی راضی میشود مشخص میشود
آرتوش به بازگشت او رضایت ندارد و هنگامیکه کالریس از آرتوش میخواهد خواسته اش را تکرار کند ، آرتوش از گفتن
این خواسته سرباز زده و کالریس را ترک میکند
در صحنه اخر ، بال ، عذر کالریس را خواسته و از او میخواهد پانسیون را ترک کند.
