نمایشنامه شامل چهار صحنه است
صحنهی اول
ورونیکا نوزده ساله با مادرش سارا صحبت میکند تمام این صحنه به مکالمه ورونیکا و سارا اختصاص دارد در پایان صحنه اول متوجه میشویم که ورونیکا فوبیای رابطه با جنس مخالف دارد که همین امر باعث بهم خوردن رابطه هایش میشود مادرش از طریق تراپیست او به این موضوع پی برده و او را آزار و اذیت میکند
صحنهی دوم
چند سال بعد
ورونیکا مشغول مرتب کردن موها و آرایش صورت است و آرايشگرش او را برای دیت آماده میکند در پایان صحنه دوم متوجه میشویم که آلیس( آرایشگر )هم از فوبیای او اطلاع دارد زیرا مادرش همه را از آن موضوع مطلع کرده
صحنه سوم
ورونیکا با مردی ناشناس( صاحب فاحشهخانه ) صحبت میکند مرد نگران سرنوشت مردی است که لحظات آخر عمرش را با ورونیکا گذرانده اما ورونیکا معتقد است که اتفاقی نیفتاده و آن مرد اتاقش را ترک کرده در پایان صحنهی سوم مرد عکسی را به ورونیکا نشان میدهد که جریان صحبت آنها را تحت تاثیر قرار می دهد
صحنه چهار
ملاقات آن مرد و ورونیکا بعد از چند سال در صحنه چهار گنجانده شده البته مکالمه ای که زوایای جدیدی از ورونیکا را برای ما روشن میکند
