تماشاگرانی برای دیدن نمایشی به نام سگ ولگرد پشت در سالنی جمع شدهاند تا بلیط خود را تهیه کنند .
لحظه های طولانی میگذرد .
آن ها منتظر هستند .
اتفاقی نمیافتد .
کسی نمیآید .
بعد کسی میآید .
آن کس اعلام میکند که تماشاگران برای گرفتن بلیط باید به سالن دیگر این مکان رجوع کنند و پس از تهیه ی بلیط دوباره به همان مکان بازگردند.
تماشاگران جهت تهیه ی بلیط وارد سالن دیگر میشوند.
سالن دیگر کاملا شبیه مکان های اداریست .افرادی پشت سیستم ها مشغول به کار هستند .
تماشاگران تک به تک و مرحله به مرحله باید کارهای اداری مربوط به خرید بلیط نمایش را انجام دهند.
در طول این مراحل مدام به جاهای دیگری ارجاع داده میشوند و بعد دوباره باز پس زده میشوند . از همه ی آن ها کارت شناسایی خواسته میشود . امضای آن ها بارها توسط دستگاه های زیادی بررسی میشود . کارمندان با آن ها شروع به بدرفتاری میکنند . فرم های زیادی باید پر شود. اثر انگشت و گرفتن عکس های پرسنلی در چارچوب قوانین خاص . آن ها برای این که به مرحله ی نهایی تهیه ی بلیط برسند باید به سوالاتی از قبیل محل تولد؟سن؟وضعیت تاهل؟تعداد آرغ های صبحانه؟چگونگی پاسخ به خارش های ناگهانی بدن ؟نام پدر؟رنگ مورد علاقه؟میزان افسردگی؟خرابی دندان؟و …پاسخ درست بدهند در غیر این صورت رد میشوند .
افرادی رد میشوند و به گریه میافتند .رفته رفته میزان اضطراب آن ها بیشتر میشود . رفته رفته رد شدن از در سالن نمایش برایشان اهمیت بیشتری پیدا میکند . کسانی که به مراحل پایانی نزدیک میشوند شروع به نوشتن جزوه برای افرادی که در مراحل پایین تر مانده اند میکنند.در جزوه ها آموزش کامل گرفتن بلیط و چگونگی رد شدن از مراحل ذکر شده .افرادی که ضعیف تر هستند شروع به خواندن جزوات میکنند . کسانی که قبول میشوند موفق میشوند که وارد سالن نمایش شوند .وارد میشوند و مینشینند تا نمایش سگ ولگرد شروع شود . سکوت طولانی و آزاردهنده.
پایان
