شخصیت ها
معلم
ارزیاب سمت راست
ارزیاب سمت چپ
عکاس
از زمان ورود تماشاچیان تا قرار گرفتن کامل در جایگاهشان ویسی پخش می شود از کالس درس و دانش آموزان.
ابتدا ارزیاب ها وارد می شوند و در جای خود می نشینند (سمت راست و سمت چپ صحنه،پشت به تما شاگر،ما ری
کشن ها و تصویرشان را از پرژکتور میبینیم) معلم وارد می شود ارزیاب ها بعد از پرسش هایی در باره اینکه آیا از روند مصاحبه آگاه است یا نه و آیا می داند که چگونه باید ارئه کند از او می خواهند بدون استرس این مکان را صحنه ی نمایش و خود را یک معلم واقعی بداند.
معلم کالسش را با خوش و بش کردن و حال و احوال پرسی با دانش آموزان شروع می کند،سپس حضور و غیابی
فرضی انجام می دهد و از دانش آموزان می خواهد قسمت هایی از درس هفته ی پیش را که به عهده خودشان
گذاشته بود(روان خوانی-پیرمرد چشم ما بود/جالل آل احمد) را بلند بخوانند. یکی از دانش آموزان شعر آی ادم های
نیما را از حفظ می خواند معلم در مورد شعر صحبت می کند،ارزیاب ها از او می خواهند روند کلاس را تسریع
بخشد حالا معلم با ریتم تندتر به سراغ تدریس درس اصلی(جمله ساده و مرکب/هم پایه ساز و وابسته ساز می رود.) عکاس وارد می شود سعی می کند در موقعیت مناسبی برای عکاسی قرار گیرد(،درس را کامل توضیح می دهد)
معلم حالا تسلط بیشتری پیدا کرد ه و ارزیاب ها از او می خواهند که در ادامه درس چهارم نگارش پایه دوازدهم را
تدریس کند.
معلم از یکی از دانش آموزان می خواهد بخشی از درس ،خاصه بخش نامه های سر گشاده را بخواند اما در حین
خواندن کلاس کم کم به سمت بی نظمی می رود بعد معلم کتابی را از کیفش بیرون می آورد و به دانش آموزان می
گوید که ترجمه ی خوبی از نامه زوال است دانش اموزان به حرفش توجه نمیکنند و میگویند نه آن نامه و نه هیچ نامه
دیگری برایشان اهمیت ندارد ارزیابها از معلم میخواهند که نظم کالس را برقرار کند.
معلم از جا بلند میشود و کالس به صحنه ی دادگاهی دریفوس بدل می شود (معلم در نقش دریفوس و کالس در
جایگاه دادگاه عکاس خارج می شود) )با کمک از نامه ی زوال-افسروجاسوس /پوالنسکی-ماجرای دریفوس-1899رمان ژان باروا از روژه مارتیندوگار…
حالا دانش آموزان که خود جزئی از نمایش هستند مجاب شده اند که به درس گوش کنند( هم زمان تصاویر ی از
پرژکتور پخش می شود) و معلم در بار ه ی اینکه همیشه دوست می داشته که بازیگز تاتر باشد با دانش آموزان صحبت می کند و دانش آموزان از او می خواهند تا نمایش را ادامه دهد اما ارزیاب ها اعالم میکنند که زمانی که برای مصاحبه در نظر گرفته شده است تمام شده و نوبت داوطلبان دیگر است، بین معلم دانش آموزان و ارزیاب ها کشمکشی صورت می گیرد و حاال معلم انگار آنجا را صحنه ای برای اجرای نمایشهای هرگز به صحنه نرفتهاش می یابد با گفتن دیالوگی نمایش جدیدی آغاز می شود نمایشی با نام خزنده. (خزنده که دلالت دارد به نمایش پرومته در زنجیر ، بخش هایی که به قلم خود نویسنده نوشته شده است) سپس ارزیاب ها معلم را برای خروج همراهی میکنند (عکاس وارد می شود عکس می گیرد )و همه با هم صحنه را ترک میکنند(تصاویری از پرژکتور پخش می شود) با تمام شدن تصاویر نمایش به پایان می رسد.
